در جامعهی ما معمول است که حرفی زده شود، و کاری انجام شود، اما کسی نمیپرسد چرا چنین حرفی زده شد، یا چنین کاری انجام شد. مثلاً یکی از اتهاماتی که برخی از مطبوعات، یا بعضی از منسوبان به مراکز قدرت، به بعضی از نویسندگان میزنند، اما به کل نویسندگان آزادیخواه تعمیم داده میدهند، این است که اینان خواهان آزادی جنسی و بیبندوباری اخلاقیاند. هیچ کس هم چون و چرایی نمیکند.
به راستی آن فضای اجتماعی ـ فرهنگی که چنین برخوردها و اظهاراتی را، میبیند و میشنود، اما در بند چون و چرا کردن در آنها نیست، یا برای پاسخ به آنها چارهای فرهنگی نیندیشیده است چگونه است؟
چرا مخاطب این القائات، و بسیاری القائات دیگر، هیچ پرسشی ندارد؟
مثلا چرا هیچ کس نمیپرسد چرا آزادی از نظر این نویسندگان به این معناست؟ یا آیا به راستی مقصود اینان از آزادی همین است؟
این سئوالیست که محمد مختاری، نویسنده کتاب "تمرین مدارا کردن"، در پی آن بود. به نظر او مشکل را نبایست فقط و فقط در حد سانسور محدود نمود یا تصور کرد که مخاطبان صرفاً پرهیز یا پنهانکاری میکنند و نمیپرسند. بنظر او چیزی ریشهدارتر از تصمیمهای سانسوری یا تقیه و محافظهکاری و بیامکانی در جامعه و فرهنگ ماست که اتفاقا خود یکی از عوامل مهم در حفظ و گسترش تقیه و سانسور است.
مسئله اینست که ما و جامعهی ما مبتلا به عارضهی «نپرسیدن» شده است. در تاریخ دراز و دیرین ما بهترین راه برای حفظ مناسبات مسلط این دانسته شده است که «پرسش» به یک رفتار نهادی تبدیل نشود. کسی نباید به پرسیدن از علت کاری یا حرفی یا مدعایی عادت میکرده است. مثل ارتش، که هیچوقت چرا ندارد. پس روانشناسی اجتماعی ما اهل پرسش نشده است. تاریخ استبدادی ۲۵۰۰ ساله پرسیدن را بر نمیتافته است.
پرسیدن ریشه تفکر انتقادی است. ریشه دانستن، خرد است، و پرسیدن کاربرد آزادانهی خرد است.
زمانی کانت گفته بود: «جرأت کن بدانی».
جرأت داشته باش که خرد خود را به کارگیری. یعنی نهادینه شدن پرسش نتیجه ترکیب آزادی و خرد است. «چرا کردن» تبلور خرد در آزادی است.
برای استقرار این رفتار، چیزهایی لازم است که ما نداشتهایم. فرهنگی لازم بوده است که ما نداشتهایم. ما این گرایش و برداشت را نداشتهایم که آزادی یعنی خرد خود را در همه چیز آشکارا استفاده کردن. حتی در کاربرد و کارآیی خود خرد. یعنی در نقد همه چیز از جمله خود خرد.
«پرسش» - با مفهوم اجتماعی و فرهنگی آن که خاصیت و کارکرد عصر مدرن و جامعهی مدنی است - همیشه در تقابل با دنیای بسته و صرفاً حرفشنو استبدادی قرار داشته است.
پ.ن:
1- محمد مختاری ـ تمرین مدارا (بیست مقاله در بازخوانی فرهنگ) ـ 1377