جهنم؛ تالار ازدواج خدا و انسان
من "رحمان" بودم تا بتوانم بازيگوشيها و بياعتناييهاي معشوقم را نظاره كنم و باز هم به دنبال او باشم و سايهي رحمانيت خود را بر سر او بگسترانم. در عوض شما نميدانيد كه با من چه كردهايد!
اگر چه سرانجام آگاه ميشويد و بالاخره از يكديگر راضي خواهيم شد.
آري من به شما ميرسم و همه چيز خود را به پاي معشوق خود تقديم ميكنم و در آن صورت آن جا بهشت شما خواهد بود. نه آن بهشت روز نخست كه بهشت ناآگاهي بود؛ بلكه بهشت آگاهي.
بهشتهايي كه شما آن را براساس آگاهيها، دانستهها و ميل و سليقههاي خود بنا خواهيد كرد.
پس از كسب اين تجربه خواهيد فهميد كه همه چيز عاشق شما، در اختيار شماست و شما ميتوانيد با قدرتي كه در اختيار داريد، جهانها خلق كرده، بر ابعادي سايه بگسترانيد كه هرگز تصورش را نداشتيد و به زودي به يقين حاصل ميكنيد كه داراي قدرتي خدايي هستيد.
آري! خداي در وحدت، و خداي در كثرت.
شما كدام را انتخاب خواهيد كرد؟