تبليغاتX
پامج

سلام عاليجناب

تصويرت مملو از آرامش ظاهر
سخنت نيز هم.

از ميراث گذشتگان سخن گفتي،
و گلايه از سياست‌هاي افراطي
كه بناي كارشان را ظاهراً بر مبناي اسلام‌گرايي گذاشته‌اند.

تو ايراني هستي؛
اين خاك را متعلق به ايران و ايراني مي‌داني

ارزشش را دارد همراهي با تو
تا اين جنون فراگير را بخشكانيم؟

+ نوشته شده در  ساعت 9:1  توسط پامج  | 

Unfortunate events in corridor

+ نوشته شده در  ساعت 21:9  توسط پامج  | 

Playing with words poor

خاکستر وجود ما
بر فراز دموکراسی دینی بال گسترده
عجب پروازی . . .

بدن‌هامان نیز
بی‌توجه به بلوغ جنسی
ظرافت زنانه را رنگ و لعاب می‌بخشند
تا زمین را ببوسیم
و نظاره کنیم آسمان را

+ نوشته شده در  ساعت 23:25  توسط پامج  | 

My generation, Victims of freedom

سایه درختان غسالخانه
نمادی فراتر از آزادی
برای نسلی بی‌آرمان.

بسم‌ الرب الشهداء و الصدیقین
می‌ماند
برای خانواده قربانیان
کیلومترها بغض و اشک برای ما
اسطوره‌ای بنام ندا
برای آیندگان.

لینک‌های مرتبط:

  1. براي دخترم ندا آقا سلطان/ شمس لنگرودي
  2. براي خواهركم «ندا» /حافظ موسوی
  3. گورستان؛ باطوم و سکوت/احمد ابوالفتحی
  4. سکوت/سامان سپنتا
+ نوشته شده در  ساعت 19:22  توسط پامج  | 

Finally, Enjoy

شب‌ها
فارغ از خودخواهی
فضای شخصی‌ات را طی می‌کنم،
با ضرباهنگی مناسب
غالب بر متن.
+ نوشته شده در  ساعت 10:54  توسط پامج 

The Islamic state

all strangled!
Only one person talk
and also
the Leader

But people . . .
also like goat Akhvash

+ نوشته شده در  ساعت 2:5  توسط پامج  | 

Young blood homeland blown tulip

"از خون جوانان وطن، لاله دميده"
این تصنیف تاریخی، هفتمین تصنیف از مجموعه تصنیف‌های عارف که در آغاز انقلاب مشروطه ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده شد.

چه كج‌رفتاری ای چرخ
چه بدكرداری ای چرخ

سر كین داری ای‌ چرخ
نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

از خون جوانان وطن لاله، جانم لاله، خدا لاله دمیده
. . .


پ.ن:

1ـ اگر حافظه‌ی شب امتحانی‌ام مجال دهد به گمانم الهه و مرضیه آنرا خوانده باشند.
2ـ . . . سه نقطه همون. به رویم نیاورید.

+ نوشته شده در  ساعت 23:56  توسط پامج  | 

Saddened but hopeful

چه اندیشه‌ای است
نبودنم را
در زندگی دیگران جستجو می‌کند؟!

+ نوشته شده در  ساعت 13:12  توسط پامج  | 

Both the soil Dead Leg

اين حماقت‌ها
هر شب
هر بار
بيش از پيش رنجم مي‌دهد.

تهران اما
تاريك
و آدم‌ها
در اين خاك مرده، بودن و نبودن را مي‌كاوند.
+ نوشته شده در  ساعت 16:25  توسط پامج  |