همپا 51
با ولنگاری خاص
سر و تهت میکنم
انگشتانم روی شیارت
با لج بازی، طوری که خدا را بنده نباشم
با شگفتی
غریزه کُند شدهات را احیاء میکنم.
سر و تهت میکنم
انگشتانم روی شیارت
با لج بازی، طوری که خدا را بنده نباشم
با شگفتی
غریزه کُند شدهات را احیاء میکنم.
میترسی تنت در مقابل دستان زمختم
مقاومتش را از دست دهد.
نشئه میشوم وقتی نظارهگر تنی هستم که از آتش یک خواهش تحمیلی
گـُر میگیرد.
+ نوشته شده در ساعت 18:30  توسط پامج
|