يادداشتي بر مائدههاي زميني و مائدههاي تازه
با يادداشتي؛
گاهي خيلي زود دير ميشود
ولي اينبار
خيلي زود، زود شد و دير
فرصت كادو كردن بود، ولي نبود
عيد غدير نرسيده، ولي موقع كتاب بود.
ببخشيد كه زود بود يا فرصت كادو كردن نبود.
زندهايم با غم،
ميزنيم گام بر اين راه عبوس
دست بردار از اين رهبر مست
چه اميدي ؟!؟
سالم از سي رفت، سوي عدم
استقلال میهنم را برسر كوفتند
و من شرمسار از مسلمانی
انسانيت،
حريّت و مردانگي
حال میماند
قالب من
و نقاب تو
راستی چه فرق دارد: استقلال یا آزادی!
«جای من
در صف بیانتهای مادران حماسهساز
کجاست؟
صفی که مادران
عشق را در تابوت فرزند
جا گذاشته،
با او به خاک سپردهاند».
اگر میلیونها کلمه تقریر شوند
به نام حماسه
به نام احساس
به نام شعر
نمیتواند چنین تصویری را خلق کنند.
تاج مادرانه گوارای شهامت راستینتان.
اما حالا
آرام کنار یکدیگر میایستیم
غذا میخوریم
درس میخوانیم
پانسمان میشویم
حرف میزنیم
عشق میورزیم.
تو به چشمانت سرمه میکشی و لبانت را به نشانه بغض، روی هم فشار میدهی
و من امیدوار باقی میمانم:
به این آگاهی، رشد، بلوغ فکری و جسمی و عاطفی مردمانم.
جزیره تباهی را به باد فنا دادیم و در آن زندگی را ثبت کردیم!
بیش از هشتصد نفر از فعالان جنبش زنان با صدور بیانیهای خواستار آزادی فعالان جنبش زنان شدند.
این دومین بیانیهای است که در پی رخدادهای اخیر و بازداشت گسترده فعالان مدنی و سیاسی از سوی فعالان جنبش زنان صادر میشود.
در بیانیه نخست حدود ۶۰۰ تن از فعالان جنبش زنان از مسئولان خواسته بودند که به سرکوب زنان و مردان ایران پایان داده و تمامی بازداشت شدگان را آزاد کنند.
در این بیانیه که با عنوان «فرزندان جنبش زنان را آزاد کنید» صادر شده، آمده است: «فعالان جنبش زنان از روزهای نخست اعتراضهای مدنی و مردمی به روند نتایج انتخابات، در کنار مردم و همصدا با آنها از حق خود سخن گفتهاند و در دل رودخانههایی که در خیابانها به حرکت در میآمد حضور داشتند.»
ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی، شیوا نظرآهاری، کاوه مظفری، مهسا امرآبادی، هنگامه شهیدی و سمیه توحیدلو از جمله فعالان جنبش زنان هستند که این بیانیه خواستار آزادی آنها شدهاست
از ميراث گذشتگان سخن گفتي،
و گلايه از سياستهاي افراطي
كه بناي كارشان را ظاهراً بر مبناي اسلامگرايي گذاشتهاند.
تو ايراني هستي؛
اين خاك را متعلق به ايران و ايراني ميداني
ارزشش را دارد همراهي با تو
تا اين جنون فراگير را بخشكانيم؟
شما را چه شده ؟!
كه عزيزانمان را
به تابوتهاي روسي سپردهايد.
لينكهاي مرتبط:
بدنهامان نیز
بیتوجه به بلوغ جنسی
ظرافت زنانه را رنگ و لعاب میبخشند
تا زمین را ببوسیم
و نظاره کنیم آسمان را